السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
253
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
( امام رضا عليه السلام معتقد بود كه پدرش اسماعيل را - با اينكه از عباس كوچكتر بود - در اداره وقف بر عباس مقدم داشت ) . اين روايت با سندهاى گوناگون و اندكى تفاوت نقل شده است . 315 - ( 27 ) ابوالعباس محمد بن يزيد مبرّد در كتاب الكامل آورده است : « . . . ابونيزر فرزند يكى از پادشاهان غير عرب بود - بعداً براى من ثابت شد كه وى از فرزندان نجاشى بود - در كودكى متمايل به اسلام شد از اين رو نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و مسلمان شد و همراه پيامبر صلى الله عليه و آله ماند . پس از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نزد فاطمه و فرزندانش رفت . ابونيزر گويد : من در دو مزرعه ابونيزر و بغيبغه مشغول كاركردن بودم كه على عليه السلام نزد من آمد . . . على عليه السلام كلنگ را برداشت و از سرچشمه قنات پايين رفت و شروع به كندن كرد ولى از آب خبرى نبود . آنگاه در حالى كه پيوسته عرق از پيشانىاش مىريخت ، بيرون آمد و عرق پيشانى خود را پاك كرد . سپس بار ديگر كلنگ را برداشت و وارد چاه شد و شروع به كندن كرد . آن حضرت نفس نفس زنان كلنگ مىزد تا سرانجام آب همانند گردن شتر از زمين جوشيد . امام عليه السلام به سرعت بيرون آمد و فرمود : خداوند را شاهد مىگيرم كه اين صدقه است . ورق و دواتى براى من بياور . شتابان آنها را نزد امام عليه السلام حاضر كردم . على عليه السلام مرقوم فرمود : به نام خداوند مهرگستر و بخشنده [ به همه موجودات در اين جهان و بر مؤمنان در دو جهان ] . اين چيزى است كه بنده خدا ، على ، اميرمؤمنان عليه السلام صدقه داد . دو مزرعه معروف به چشمه ابونيزر و بغيبغه را براى نيازمندان اهل مدينه و در راهماندگان وقف كرد تا به وسيله آنها خداوند سوزش آتش را روز قيامت از چهره وى بازدارد . آن دو فروخته و بخشيده نمىشوند تا خداوند آنها را به ارث برد و او بهترين وارثان است مگر آنكه حسن و حسين به آنها احتياج پيدا كنند كه اين دو براى آنان طلق و آزاد است ولى براى ديگران اينگونه نيست . » محمد بن هشام گويد : « امام حسين عليه السلام بدهكار شد و معاويه دويست هزار دينار در مقابل چشمه ابونيزر براى وى فرستاد ولى امام عليه السلام از فروش آن خوددارى كرد و فرمود : همانا پدرم آن را صدقه داد تا خداوند سوزش آتش را از چهرهاش بازدارد و من هرگز آنها را در برابر چيزى نمىفروشم . »